عباس اقبال آشتيانى
332
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
نتيجهء يرغوى امير چوپان از او به سختى رنجيده بودند بر قتل او دست يكى كردند و از ايشان پسر اليناق يعنى قورميشى از همه مهمتر و در قصد امير چوپان ساعىتر بود . اين جماعت با عدّهاى سوار به عقب امير چوپان حركت كردند . جاسوسى اين خبر را به اطلاع چوپان رساند ولى چوپان باور نكرد و دو نفر از خواص امراى خود را بتحقيق مسئله فرستاد . مخالفين آن دو نفر را دستگير كرده كشتند و امير چوپان بسرعت خود را به پسر خويش امير حسن رساند . مخالفين پس از غارت نمودن اردوى امير چوپان روى به طرف اردوى امير حسن آوردند و چوپان و امير حسن را در نزديكى درياچهء گوگچه مغلوب كردند . اما چوپان و پسر او از معركه جان بهسلامت بدر برده خود را بتبريز رساندند و تاج الدّين عليشاه كه در تبريز بود مقدم امير الامراء را محترم داشته معا به سلطانيه باردوى ابو سعيد آمدند اما امير چوپان درآمدن به سلطانيه ترديد داشت چه مخالفين به او چنين فهمانده بودند كه بامر ابو سعيد بقتل او مأمورند . عليشاه او را بمراحم ابو سعيد مطمئن كرد و به همراهى هم به خدمت ايلخان رسيدند و امير چوپان آنچه از مخالفت امرا ديده بود بعرض ابو سعيد رساند . مخالفت جمعى از امرا با ابو سعيد - پس از منهزم كردن امير چوپان قورميشى كه با امير ايرنجين حكمران ديار بكر دست يكى كرده بود با امراى مخالف ديگر از حدود نخجوان به طرف سلطانيه حركت كردند تا ابو سعيد را هم با خود همدست نموده بدفع امير چوپان قيام كنند ولى ابو سعيد بر اثر نصايح عليشاه و ديگران دانست كه صلاح او در حمايت امير چوپان و موافقت نكردن با خيالات سركشان است به همين جهت به معيت امير چوپان و امراى ديگر از سلطانيه به جلوگيرى ايشان خارج شد و در زنجان قتلغ شاه خاتون زوجهء ابو سعيد كه دختر امير ايرنجين بود از ايلخان خواهش كرد كه دست از جنگ بدارد تا شايد او بوسيلهء پيغام پدر را از خونريزى مانع شود . ابو سعيد ملتمس زوجهء خود را اجابت كرد در زنجان توقف نمود ولى امير ايرنجين به خواهش دختر اعتنا نكرده تا ميانج جلو آمد و چون قتلغ شاه خاتون مكرر در مكرر ايلچى پيش پدر فرستاد عاقبت پيغام داد كه اگر ابو سعيد با ما در مقام لطف و عنايت است به افراشتن بيرقهاى سفيد بر سر لشكريان خود امر دهد . ابو سعيد اين پيشنهاد را پذيرفت و علمها افراشته گرديد ولى اين حركت موجب مزيد جسارت مخالفين گشته آن را بر ترس ابو سعيد حمل كردند و در